میخواستم فقط یه ساعت بخوابم تا خستگیم در بره.. بعدش به کارام برسم ولی مگه این یه تیکه گو.ه گذاشت؟!
تیکه گو.ه منظورم میم دوس نداشتنیه..
هی رفت و اومد و سر و صدا کرد.. غذاشم سوزوند و همه جا رو دود برداشت..
چه غلطی داری میکنی آخه؟!
ای خدا .. ای آسمانها و زمین.. من از این دختره خیلی بدم میاد.. خییییییلی
امروزم تولدشه.. چرا من باید تولدشو یادم باشه؟ نمیدونم..
ولی چه تاریخ رندی.. البته ۳۴ سال پیش..
چرا هربار میام اینجا اینمهستش؟! لعنت به اون روزی که آقای ر گفت قراره خانم خ بیاد ! خانم خ ۷ ساله تو محل کار و پانسیون دهن ما رو سرویس کرده..
یه بار بهش گفتم این چی بود انداختی به جون ما؟
گفت چون ف سفارششو کرده بود و از طرفیم دلم سوخت براش..
دلت سوخت؟ برا چیش؟
من ک ندیدم ولی د میگفت روزی که اومده انقد اطمینان داشته کارش اوکی بشه با چمدون اومده وسط بیمارستان!
اگه ۱۰۰ تا دلیل برای رفتن داشته باشم قطعا یکیش اینه که این نک.بتو نبینم دیگه..
هوووف .. باید بیشتر ف.حش بدم بهش تا خالی بشم..
هر بار حرصم میده چن تا ف.حشم نثار آقای ر میکنم.. مرتیکه عو.ضی..
امروز با مهسا بحثش شد.. گفت هیچ وقت فک نمیکردم همچین آدمی باشه..
تا وقتی اینجا بود به حجاب و رفتار و.. گیر میداد وقتی رفت خودش به همه دخترا پیام میداد بریم باهم بیرون.. از سن و سالش که بگذریم.. زن و بچه داشت ک.ثافت هول..
همین ک.ثافت این دختره رو انداخت تو دامنمون..
بگذریم..
حالا که خوابمو پروند بشینم کتابمو بخونم که واسه فردا آماده باشم..